اندکی خلاصه - تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 7:56
کاش بازم بیام بنویسم...چه خوبه هرازگاهی بیام اینجا بخونم حال و هوای گذشتمو اتفاقاتی که از سر گذروندموتیتر وار بگمالان همراز و فراز همدست خرابکاری های خونه انخونه بوی مرغ دونی میده از ریخت و پاش! یه تیکه هندونه دادمشون اندازه یه خاور هندونه پخش کردن به مبل ها و در و دیوار و موهاشون و انگار که دوش اب ...
سکته ناقص! - تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 23:57
سکته ناقص! همسر پسرو برده بود حموم و صدای جیغ و دعوا میمد که بشییبین میفتی... به آب دست نزن و ... دخترکمم خواب بود ازونجایی که از بعد از زایمان (سه ماه پیش،)هنوز عادت نشدم و همش دل و کمر درد دارم گفتم بزار یه تست بگیرم تا بجه ها تو دست و پام نیستن . . . پنج دقیقه بعد دوان دوان رسیدم وسط جیغ و داد حم...
فلش بک - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:57
زندگی الان برام اینجوریه:به چشمای همراز که در حال نفس نفس زدن و قان و قون کردن شیر میخوره و از بالای چشم جلب طور نگام میکنه با لبخند زل میزنمو یادم به چشمای عسلی خانم عسگری ناظم مدرسه میفتهدنبال فراز میزارم و انگار دارم بدو بدو تو حیاط مدرسه میدوئم تا اسمم تو لیست تاخیر و بی انضباطی نرهدر حالی که نم...
- تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 16:10
حالم خرابهبدجوری خرابهاز فکر به آینده ی بچه هازانوهام خالی میکنه...میترسم... از همه چی میترسمعذاب وجدان دارم...روزی صدبار از هردوشون معذرت میخوام که به این زندگی کوفتی ای که خودم خیری ازش ندیده بودم دعوتشون کردمولی معذرت خواهی مگه نون و اب میشع؟هی میگن اونا خدا رو دارنتو به دنیا نمیاوردی باز از یه ح...
اتفاقات غیر مترقبه؟!!! - تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 18:07
خستگی و استرس و بی حواسی و دست پا چلفتگی و شیطنت های فراز دست به دست هم میدن...دخترکم اگه کج و کوله و له شده دنیا بیاد از بپر بپر کردن و نشستن و خوابیدن های فراز رو شکممه!البته خییییلی داداش مهربون و با احساسیهتا چشمش به شکم من میفته میاد بوسش میکنه و نازش میکنه...بیشتر هر کسی به این شکم محبت میده
لگد! - تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:01
بابای بچه ها از همه دیرتر متوجه لگد های تو دلیم میشهواسه فراز از ۱۴ هفتگی اولین لگد زدنش که انگار یه خط کشید زیر پوست دلمو حس کردم...همسر جان ۲۱ هفتگی درحالی که با نگاه از رو پوست شکم هم پیدا بود تازه دیدلمس انگشتاش کار نمیکنه!یا دیر کار میکنه...واسه این یکی دلبرک با اینکه شکم دوم بود و طبق گفته ها ...
آنومالی - تاریخ: 1401/10/24 ساعت: 16:33
بالاخره روز موعود فرارسیددیروز نوبت سونوگرافی داشتمهمسر میخواست ناهار خونه نیاد و بجاش بعداز ظهرکه اومد دیگه نره و باهام سونو و پسرو نگه دارهپیچوندمش
تخمین جنسیت! - تاریخ: 1401/9/14 ساعت: 5:39
بچه ی اول همه چیز سراسر هیاهو و هول و استرس و درد و خطر و هزار داستانهبچه ی دوم حتی یادت نمیاد حامله ای!نه اون ذوق اولی هستنه اون شور و هیجان و لحظه شماری ها که مثلا در ۱۲ هفته و دوروزگی بچه چند سانت و چند گرم شده و چی در اورده و چی نداره!هر از چند گاهی سری به اپلیکشن های حاملگیت میزنی و میبینی عههه...
پادگان ادامه دارد... - تاریخ: 1401/9/14 ساعت: 5:39
مادر شوهر هر بار به هوای دختر شدن باردار شده و نهایتا سه پسر براش موندهنوه ی اول پسر شدو نوه ی دوم هم پسر دنیا اومدو هم اکنون گویا راستی راستی خانواده ی همسر کروموزوم x ندارن و نوه ی سوم که تو دل منم هست پسره!پهلو دردهای شدید داشتم و پزشک گفت حدس میزنم عضلانی باشه ولی برای اطمینان خاطر برام سونوی کل...
یه خبر یخ! - تاریخ: 1401/6/26 ساعت: 2:46
بیبی چک مثبته!!!!!!!!!!!!!! آخه چطوووورییییی دکتر گفته بود چنین اتفاقی نمیفته
تولدم - تاریخ: 1401/5/2 ساعت: 20:37
این اولین تولدمه که تورو دارم خنده های قشنگت، چهارتا دندون تیز صدفی ات ، صدای قلبت، سر کج کردن و دالی کردنتاصلا همه ی تو قشنگ ترین هدیه ی خدا برای منهمیدونی مامانآدم هرسال دم دم های تولدش هزارجور فکر و خیال با خودش میکنه...کاش همیشه دنیا وفق مرادت باشه و به خوشی برات بچرخهمثل همین روزهایی که تنها نا...
قبل و بعد - تاریخ: 1401/5/2 ساعت: 20:37
من کسی بودم که بیشتر از هزاررر تا شماره و داخلی و قرار داد حفظ بودمالان من کسی ام که شماره همسر یا حتی مادرم هم با شک و شبهه میتونم از حفظ بگیرممن کسی بودم که فقط بسته های ساعت محدود میگرفت و هدفمند از همه اپ ها و اینترنت استفاده میکردمن کسی ام که وقت و بی وقت واسه فرار و فراموشی هر چیزی سرم به گوشی...
چهارشنبه سوری - تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 22:19
نشستم تو ماشینبا کلی وسیلهراننده ی جوان برگشت و پرسید وسایلتونو بزارم جلو اذیت نشید؟-نه ممنونمانتوی سفید و روسری زردملیحی که روش طرح قناری و گل های بهاری داره سرم بودآهنگ رو عوض کرد و صداشو زیاد کرد!به خودم گرفتم!!!سرمو از گوشیم بلند نکردمگاهگاهی سنگینی نگاه حس میکردم و سر بلند نکردمواسه ارایشگرم پی...
شوک جدید! - تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 22:19
خبر کوتاه بود و تکان دهندهسونوگرافیست: عزیزم این جواب رو ببر پیش پزشکت در اسرع وقتنباز به اقدام داره و بعد از یه دوره دوباره باید بیای پیش مادکتر:نگاه تو چشمامنگاه به سونونگاه تو چشمامنگاه به سونو و با خودکار خط نوشته ها رو دنبال میکردنه دارویی داد نه صحبتیروشو کرد به سیستم و گفت فردا صبح برو این آز...
اگر و ای کاشها - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 0:36
امروز باز صبح اول صبح رو مود کلافگی و افکار پریشونی بودم دلم مبخواست غر بزنم به شلوار همسر که به لطف کیف پول چاق و شلخته اش کنار جیب های پشتیش پاره شده نگاه میکردم و حرص میخوردم گفتم چطور مامان ازت نگرفته بدوزه؟ رو چشمات نگه دار مامانو یه زیییپ یه زییییپ زپرتیو ۴۰ تومن میگیرن بدوزن چند روز پیش یکی د...
به جون و دل پذیرا ام - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 0:36
مامان خیلی جدی و با اخم گفت به هیچ وجه حق نداری بگی خسته شدم دفعه اخرت باشه میشنوم میگی از گریه و نگهداری بچم خسته شدم نبینم نا شکری کنی و زبونم لال خدا چیزی بزاره تو کاسه ات که دلتنگ خستگیات بشی با تصورش لرزه به تنم نشست نگفتم دیگه هرگز نگفتم با همه ی درد کتف و کمر درد و سر درد و چشم درد و بیخوابی ...
من... - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 0:36
یه زمانی از اون روزگاران دور از زنهایی که یواشکی شوهراشون دور هم جمع میشدن و سیگار میکشیدن لجم میگرفت!عقده های پوج داشتن از نظرم...و یه زمانی ینی همین چند ماه پیش یه زنی رو قضاوت کردمکه چرا بچه شیرخوارشو داشته میزاشته و میرفته و چطور تونسته و دلش اومدهو یه زمانیهمین چند هفته پیشبه خودم گفتم معلوم هس...
منم عزراییلم؟! - تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 18:53
دو روز مونده به عروسی با دوستام افتادیم به جون خونه و مرتب و خوشگل موشگلا کردیمو تازه مشخص شد هنوز یه سری چیز دیگه باید بخریمو اما موجودی همه جا صفر بود...دوست خوب به درد همین روزها میخورهانقدری که دو
ادامه ی پست قبلی - تاریخ: 1399/7/6 ساعت: 8:16
بالاخره به ارایشگاه رسیدمو یه خانم جوان ریزه میزه درحالی که ماسک زده بود و فقط چشمهای قشنگش پیدا بود و داشت عود روشن میکرد و تک و تنها بود در رو روی من باز کردارایشگاه نبود که...هتلی بود واسه خود
۹۹ مبارک - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 17:12
سال نو مبارک...تا دم دمای عید میشهیادم میاد روزهایی که داشت سال ۹۰ میشد!خونه ی خودمون بودمشاغل نبودمدغدغه ها و مشکلات زندگیمون هم همچنان تو سر و کله ی خودشون و ما میزدنو امیدوار بودیم سال ۹۰ سال پرانر

برچسب‌های مرتبط

45th president | 458 socom | 45 committee | 45 years | 45 degree angle | 45 days from today | 45 acp | 45 45 90 triangle | 443 area code | 440 area code