44

خرید بک لینک
نمیدونم اینکه من اصن باید پرستار میشدم

و اینقدر بچه دوست و با تجربم که یه مامان فوق العاده میشم و این جور چیزا تا چه حد بعدا میتونه حقیفت داشته باشه

تنها چیزی که میدونم اینه که هیچوقت تو هیچ شرایطی نمیخوام وابسته و گیر بقیه باشم

یا اینکه محتاج تحسین و تعریف و شاخ در جیب نهادن های اطرافیان باشم

هر جا احساس کنم کسی داره بهم یه دستی مبزنه که با رودروایسی و دودستی کاری رو انجام بدم

بدون توجه به هرررچیزی میزنم تو برجکش! چنان ضایعش میکنم که خودش تو هم بره...

یا حتی هرجا حس کنم خودم واسه جلب توجه و تحسبن دارم کاری رو میکنم به خودم تشر میزنم و اون کار کلا کنسله یا اینکه بر خلافشه!!!!

خلاصه من اینجوری هام!

+حرف لیلا خیلی غافل زده ام کرد!

مامانم میگه دحتر کوچیکه ی مریم هم دارن شوهرش میدنا رویا نمیخواد شوهر کنه؟؟!!!

یه لحظه همه چی باهم اومد تو فکرم

اوووق چقدر شوهر کردن قصد و هدف و شاخصه ی بزرگیه مثلا!!!

وای اصن من حس شوهر کردنم نیس

اصن به توووو چهههه زنیکه ی فوضول کلانتر محل که مبخوای امار شوهر کردن همه دخترا را داشته باشی و نگرانشونی!!!آخه تو از چی و کجا خبر داری...

نکنه واقعا خیلی مهمه و تا الان که شوهر نکردم ینی یه درد و مرضی ناعلاجیمه؟؟!

و این اولین سخن جانانه در این زمینه بود که ینی استارت زده شد همین که از پله ی 20 سالگی بگذری دیگه دغدغه ی همممه ی فوضول های خاله زنک میشه گشایش بختت!! و نیش و کنایه و زخم زبون و چرت گویی....

یه لحظه هم دلم گرفت... خدا چرا شرایطم اینجوریه که نتونم یا نخوام به هیچ اینده ی دو نفره ای فکر کنم....

+رفته بودیم مطب دکتر واسه کشیدن بخیه های خاله

همینطور که منتظر بودیم یه دفعه خاله به یه حالت بغض و ناراحتی ای بهم نگاه کرد و کفت

صبح داشتم به مادر میگفتم رویا بیش از حد دختر خوبیه! که نه قدردانی داره نه براش اینده ای داره! الان باید مثل همه ی دخترای همسنش به قر و اطوار و گشت و گذار و خرابکاری باشه ولی همش اسیر و عصای دست ماهاست....

اولش زدم زیر خنده از حرفش...

ولی پنج ثانیه بعد انگار تازه فهمیدم چی گفت... انگار خودمم دلم واسه خودم سوخت...بغضم گرفته بود.. و لعنت به موقعی که گوشبتو جا گذاشته باشی و ندونی این مدت بیکاری و انتظار و خلا رو به چی سرگرم شی و بخیر بگذرونی!

+موبایل نازنیم افتاد و شیشه اش شکست

هر چی نگاش میکردم انگار قلبم خورد شده بود

یه بار هم ارزو کردم ای کاش شکست عشقی خورده بودم ولی الان گوشیم سالم بود!

بهر حال اییینقدر گرون هست که اصلا درست کردنش نمیصرفه باید با همین شکستگیش بسازم

ای کاش مثلا شیشه ی موبایل هم چسبی پمادی مرهمی مرحمی محرمی بهونه ای واسه خوب شدنی... یا یه چیزی تو این مایه ها داشت!!!

راز نویس!...

ما را در سایت راز نویس! دنبال می‌کنید

برچسب: 443 area code,440 area code,44 magnum,44,44 bars lyrics,444,444 meaning,442 area code,44th president,4400, نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 6:49

صفحه بندی