5

خرید بک لینک

چه حس باحالیه

یه اسمس برات بیاد که نوشته 300ملیون ریال به حساب شما واریز شد...

البته ازون باحال تر فکر رد کردن قسطاشه...

اونم با کاری که داری و هنوز حتی عیدی سال قبلتم ندادن و حقوقم سه ماه عقبه و هیچ افزایشی هم نداشته و حالا حالاهاهم قرار نیست بدن...

ازون باحالتر وقتیکه یاد ضامن های بیچاره و زحمت هاشون و چهره های مظلومشون و شرمندگی های پیشاپیشم واسه قسط های عقب افتاده میفتم...

و خلاصه همسری که هرروز به یه بهونه ای اعلام میکنه دوست ندارم بری سر کار

و اگه میری سرکار حق نداری هیچ قسطی بدی پولت باید مال خودت باشه

تا الان هر چی دادی بس بوده و از الان به بعد همه چیت به من مربوطه و میخواد امار ریز به ریز خرج کردنمو بدونه...!

جهاز نداشتی هم نداشتی خونه ام که جور شد همینجوری ور میدارم میبرمت، وسایلم خودم بلدم!(این قسمت: نهنگ ها پرواز میکنند... همینجوری کم منت شیردهی های شب و نصف شبشو سرم داره!!!

فقط مونده جهازمم کم و کسر باشه... اونوخت دیگه حتما به هر بهونه ای میخواد یه چیز دیگه از کس دیگه به رخم بکشه بگه که بگه وای من خیلی جنتلمنم گیرت اومدم شاد باش!)

و از طرفی پدری که چک پشت چک و بدهی پشت بدهی داره و بدش نمیاد ده دوازده تومن بدهیشو بده بره حالا تا فعلا جهاز و وسیله های من...

و من و چک لیست جهیزیه ی طول و درازی که حتی یه قاشقش هم محض رضای خدا ندارم و الان نمیدونم چی از کجا و چه جوری بگیرم؟

هوووف خدایا قلبم

خودت بهترین راهو پیش روم بزاز... صبرم بده که به تو میسپارم...

راز نویس!...

ما را در سایت راز نویس! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:55

صفحه بندی