راز نویس!

متن مرتبط با «37 8 celsius to fahrenheit» در سایت راز نویس! نوشته شده است

98.2.21

  • نیلوبلاگ

    اعشق چیز جالبیه...حتی وقتی هست دلتنگشم...دلم میخواد مث اختاااپوس با هشت تا دست و پا بچسبم بهشنیست،دلتنگشمقهره دلتنگشمقهرم دلتنگشماشتباه کرده باز دلتنگشمدلم میخواد تک تک موهاشو بکنم!ولی باز دلتنگشم...ب...

    ادامه مطلب
  • 118

  • نیلوبلاگ

    کسی هست که یه روز از عمرشواز ته دل خوشحال باشه و خیالش تخت باشه و راضی باشه که به هرچیزی که میخواسته و لازم بوده رسیده؟کسی هست احساس خوشبختی و سبک باری کرده باشه؟اونایی که عمر طولانی دارن و سنی ازشون گذشته چی؟ارزوهاشون تموم شده؟دست یافتنی بوده؟اصن میرسه روزی که دیگه غمی نباشه حرصی نباشه مشکلی نباشه استرسی نباشه چیزی کج نباشه چیزی کم نباشه؟یا همش قرار تا روز اخرهرروزو احساس ناکامی کنیم؟داستان از چه قراره آخه...؟ +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ساعتxa022:49xa0 توسطxa0رازxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 37

  • نیلوبلاگ

    قصه اینجاست... xa0که شب بود، و هوا ریخت بهم!! من چنان درد کشیدم که... خدا ریخت بهم!! #سیمین بهبهانی مادربزرگ و اشکال عجیب غریب و مفهومی و شاید چاره ساز واسه کاهش نگرانیش از تنش های روابط دخترآخرش و دامادش! من و دلشوره ی لیلای توی بیمارستان و نوزاد بستری شدش دلتنگی واسه ی مامان و بابا و خونه و اینکه دلم رضایت نمیده به رفتن و تنها و خسته گذاشتن مادربزرگ... من و تنهایی و تلفن و فرصت و یه عالمه حرف سیاسی خاله زنکی زدن با مامان و یه عااالمه کیف کردن و بازم دلتنگی و دلتنگی دلم واسه چشمای خوشگل عسلی...

    ادامه مطلب
  • 38

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتا هست چیزی برای نوشتن نداری ولی عجیب دلت برای کلمات تنگ شده یه وقتایی هم نوشتنی ها زیاد اند ولی حس نوشتنت نیست یعنی که نوشتن باااید واقعی باشه از ته ته احساسات باشه از سر شوق باشه حتی اگه چرت باشه حتی اگه شعر نباشه! بالاخره این زنجیره ی کنسل شدگی ها شکست معصوم اومد خونه ی مادر به صرف کوفته ای که مدتها پیش هوس کرده بود و کاکولی های من هم که از مدتها پیییش هوس کرده بودم و مامانش سفارشی برام کنار گذاشته بود آورد... یه روز عالی و فوق العاده بود صبح با غزل و نجمه و معصوم رفتیم یکی از کافه ...

    ادامه مطلب